السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
581
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
است ، و مرتضى يكى از درهايش است و خلفاى سهگانهى پيش از او نيز درهاى سهگانهاند » ، از چند جهت پاسخ مىدهيم : 1 - ادّعايى تو خالى است اين وجه جز ادّعايى توخالى و پندارى بيهوده نيست ، نخست ادّعا مىكند « آن شهر از چهار در خالى نيست » سپس بر اين ادّعا چنين دليل مىآورد : « چون بر چهار ركن و سبب بنا شده است . . . » و نتيجه مىگيرد : « مرتضى يكى از ابواب بود . . . » كه تمام اينها ادّعاهايى بدون دليل بلكه غير قابل قبول هستند ؛ چون چه بسا شهرى خالى از چهار دَر باشد و شرط ساخته شدن شهر اين نيست كه بر چهار ركن و سبب بنا شود و اگر اين هم پذيرفته شود ، شرطى ندارد كه در هر ركن يك در باشد و باز با پذيرفتن اين مطلب چگونه جايز است مقايسهى شهر دانش ، با شهر مادى ظاهرى ؟ اهل حق از بر زبانآوردن اين چنين كلمات و خيالپردازىها و يا تمسّك به آنها در مقام استدلال خودارى مىكنند . 2 - پيامبر تنها از يك باب نام برده است اگر خلفاى سه گانه ، سه در ديگر شهر بودند ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همانگونه كه على را ياد كرده ، آنان را ياد مىنمود ؛ بلكه بر او صلى الله عليه و آله و سلم بود كه پيش از او آنان را نام ببرد آنگونه كه عاصمى ادّعا مىكند و در غير اينصورت ترجيح مرجوح در مقام ذكر كردن و ترك ذكر راجح لازم مىآيد كه جايز نيست . و از آنجا كه حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم جز اميرالمؤمنين عليه السلام درى براى آن شهر ذكر نكرده ، باطل بودن ادّعاى عاصمى در معنى حديث آشكار مىشود . به وسيله آنچه كه آورديم براى منتقدان سخن آشكار مىشود كه لازمه آنچه عاصمى در پى محبّت سه شيخ از سخن باطل و بيهوده بر زبان آورده است ، العياذباللَّه نسبت دادن ظلم به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى باشد .